السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

209

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

قريب به بيان فوق ، تحقق ماهيت به نحو صرافت است . آنچه از ماهيات در خارج ، وجود دارند ماهيت‌هاى مختلطِ با عوارض و ضمايم هستند . مثلًا بياض را ملاحظه مىكنيم كه همراه با زمان و مكان و موضوع و مادهء خود هست . در خارج ، بياض در ضمن پنبه و گچ و برف يافت مىشود ؛ يعنى همراه با موضوعات مختلف ، لكن « بياضِ صِرْف » را كه آميخته با عوارض و ضمائم خارجى نباشد را نمىتوان در خارج پيدا نمود . در حالى كه ما مىتوانيم البياض را به نحو صِرف و خلوص تصور كنيم . از اين‌جا معلوم مىشود كه آن در ظرف ديگرى غير از ظرف خارج به نام ظرف ذهن ، موجود است . دليل دوم متن وأيضاً نتصوّر اموراً عدميّة غير موجودة . . . الخارجىّ لأنّها معدومة فيه ففى الذّهن . ترجمه و هم‌چنين ما تصور مىكنيم امور عدمى را كه در خارج ، موجود نيستند ، مانند عدم مطلق ، معدوم مطلق ، اجتماع نقيضين و ساير مُحالات . پس اينها ثبوتى نزد ما دارند ؛ چون به احكام ثبوتى متصفند ، مانند تميّز اينها از غير خودشان و حضورشان پس از غيبتشان و احكامى ديگر . و چون اين ثبوت در خارج نيست - زيرا در خارج معدومند - پس در ذهن مىباشد . شرح دليل دومى كه مؤلف حكيم رحمه الله بر وجود ذهنى مىآورند تصور معدومات است . و معدومات چون در خارج نيستند - پس به هنگام تصور ، در ظرف ديگرى به نام ذهن ، موجودند . و به دليل آن‌كه در ذهن موجود هستند به احكام ثبوتى ، مانند تمايز يكى از ديگرى ، متصف مىشوند . مثلًا مىگوييم : اجتماع ضدين متمايز ازاجتماع نقيضين است ، يا مىگوييم : مفهوم شريك البارى كه از مفاهيم ممتنعه در خارج هست پس از